محمد على مجاهدى
550
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
ستايشگرى آل اللّه و آفرينش آثار آيينى آشنا شد و به تدريج با تجربههايى كه در اين دو مقوله كسب كرد ، توانست در انجمنهاى ادبى و محافل آيينى حضور موفقى داشته باشد تا جايى كه امروز از چهرههاى ممتاز و برتر جامعهء مدّاحان و از شعراى مطرح و نامآشناى آيينى به شمار مىرود . او اهل مطالعه است و به « حسن انتخاب » و « دقت نظر » مشهور است . آثار قلمى او عبارتند از : 1 . تصحيح و مقابلهء منظومهء حماسى عاشورايى « چهار خيابان باغ فردوس » سرودهء الهامى كرمانشاهى از شعراى تواناى دورهء قاجاريّه . 2 ) مجموعهء « چراغ صاعقه » حاوى اشعار برگزيدهء عاشورايى شاعران . 3 ) مجموعهء شعرى « يك عمر » حاوى غزلهاى برگزيدهء صائب تبريزى در زمينههاى اخلاقى ، عرفانى و مذهبى ، و نيز استقبالهاى او از برخى از غزليات لسان الغيب حافظ شيرازى . 4 ) مجموعهء شعر ( دل سنگ آب شد ) حاوى اشعار آيينى وى . 5 ) مجموعهء شعرى ( يك دم ) كه سوگسرودهها و نوحههاى او را در بر دارد و آمادهء چاپ مىباشد . على انسانى طبعا به سبك اصفهانى ( هندى ) متمايل است و شيوهء بيانى او غالبا آميزهاى از دو سبك اصفهانى و عراقى است . ازوست : راندهء خوانده اگر بر آستان خوانى مرا ، خاك درت گردم * و گر از در برانى ، خاك پاى لشكرت گردم به دامانت غبارآسا نشستم ، برنمىخيزم * وگر بفشانىام ، خيزم ولى گرد سرت گردم على - شير خدا ، باب تو - شير خود به قاتل داد * تويى دلبند او مپسند بىفيض از درت گردم دل و جانم ز تاب شرم همچون شمع مىسوزد * بده پروانه ، تا پروانهسان خاكسترت گردم به دربارت اگر بارى دهى بارم ، زهى عزّت * و ليكن با چه رويى رو به رو با خواهرت گردم ؟ ببين از كردهء خود سر به پيشم ، سربلندم كن * مرا رخصت بده تا پيشْ مرگِ اكبرت گردم اگر باشد به دستم اختيارى ، بعدِ سر دادن * سرم گيرم به دست و ، باز بر گرد سرت گردم وضو گيرم ز آب كوثر و نامش به لب آرم * كه شايد رستگار از فيض نام مادرت گردم اگر بر جانفشانى نيستم قابل ، اجازت بخش * به خيمه مهدْ جنبانِ علىِ اصغرت گردم « 1 »
--> ( 1 ) . دل سنگ آب شد ، على انسانى ، ص 235 و 236 .